
نزدیک بود جمعه خوبی بشوددر این مطلب، به پرسشهای رایج درباره نزدیک بود جمعه خوبی بشود نیز پرداختهایم. همه چیز خوب بود. همه چیز که نه. ولی دست کم من بدک نبودم. قرار بود امروز خودم را دوست داشته باشم چون تو نمی خواهی یا نمی توانی دوستم داشته باشی. قرار بود همهی ۶ هفته گذشته را به...همه چیز خوب بود. همه چیز که نه. ولی دست کم من بدک نبودم. قرار بود امروز خودم را دوست داشته باشم چون تو نمی خواهی یا نمی توانی دوستم داشته باشی. قرار بود همهی ۶ هفته گذشته را به تخمم بگیرم و در روز جاری را خوش ب...
ادامه مطلب
همه چیز خوب بود. همه چیز که نه. ولی دست کم من بدک نبودم. قرار بود امروز خودم را دوست داشته باشم چون تو نمی خواهی یا نمی توانی دوستم داشته باشی. قرار بود همهی ۶ هفته گذشته را به تخمم بگیرم و امروز را خوش بگذرانم. بیدار شدم و دوش گرفتم و چیزبرگر سفارش دادم و با الف فیلم دیدیم و گفتم چه چیزبرگر خوبی بود. فیلمش هم خیلی قشنگ بود. جمعه خوبی شد. بعد مکث کردم و ادامه دادم تا الان که خوب بوده. نتوانستی خوشی کوچکم را ببینی، نه؟ چشم نداشتی یک جمعه آرام به من ببینی که آنطور پریدی وسط و شروع کردی به زخم ز...
ادامه مطلب
همه چیز خوب بود. همه چیز که نه. ولی دست کم من بدک نبودم. قرار بود امروز خودم را دوست داشته باشم چون تو نمی خواهی یا نمی توانی دوستم داشته باشی. قرار بود همهی ۶ هفته گذشته را به تخمم بگیرم و امروز را خوش بگذرانم. بیدار شدم و دوش گرفتم و چیزبرگر سفارش دادم و با الف فیلم دیدیم و گفتم چه چیزبرگر خوبی بود. فیلمش هم خیلی قشنگ بود. جمعه خوبی شد. بعد مکث کردم و ادامه دادم تا الان که خوب بوده. نتوانستی خوشی کوچکم را ببینی، نه؟ چشم نداشتی یک جمعه آرام به من ببینی که آنطور پریدی وسط و شروع کردی به زخم زبان زدن و تحقیر و تهدید کردن؟ میدانم داری می سوزی. می دانم درونت آتش زبانه میکشد که می خواهی زندگی مرا هم مثل خودت با لجن یکسان کنی و تا الان نتوانسته ای. میدانم از زور اینکه نتوانسته ای مرا کنترل کنی دا...
ادامه مطلب