هیچوقت نفهمیدم واقعا یک هیولای سیاه با بازدم مسموم پر از افسردگیاش زیر پوست عصر جمعه نفس میکشد یا صرفا تلقین و تکرار و البته بیکاری علت تنگینفسهای عصرهای جمعه است. اینجا آسمان دیده نمیشود. ابرها سرتاسرش را پوشاندهاند و بعید نیست الان "خون به جای بارون" از آسمان سرازیر شود. و من مانده ام حسی که الان دارم دلتنگی است یا دلگرفتگی یا دلمردگی؟
برچسب:
نویسنده: یونا قاسمی
تاريخ: پنجشنبه
2 فروردين
1397 ساعت: 1:55