حالم چطور است؟
اگر فک و فامیل بودید یا دوست و همکار و همکلاسی و این جور چیزها، لبخند مسخره ای می زدم و می گفتم خوبم تو خوبی؟
ولی وقتی مخاطب خاموش و روشن وبلاگی برای آدم کامنت خصوصی می گذارد که: (( آبی خوبی؟ کجایی؟ )) که دیگر نمی شود لبخند مسخره زد و گفت خوبم.
پس بگذارید بگویم که خوب نیستم. که حالم از زندگی به هم میخورد و الان درست توی حالتی هستم که اگر عزرائیل بیاید جلویم ظاهر شود بی تردید دستم را توی دستش می گذارم و می گویم بزن بریم! فقط یک جوری بُکُش زیاد دردم نیاید.
برچسب:
نویسنده: یونا قاسمی
تاريخ: يکشنبه
26 آبان
1398 ساعت: 12:36