یک سخن دو دقیقه ای - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 17:09
اومدم فقط بگم امکان نداره تو این کره خاکی کسی رو پیدا کنین که قضاوتتون نکنه و هرچی که خودش دلش میخواد برداشت نکنه.پس راحت باشین و زندگی تونو بکنین.کسی که همه رو میخواد راضی نگه داره متلاشی میشه.پ ن: می دونم می دونین ها،ولی یادآوری گاهی بد نیست. پ ن۲: از خیلیا که اینجا رو میخوندن بی خبرم.حتا بعضیا وب...
به یاد ساعت برنارد - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
اعتراف می کنم که دیروز سر جلسه امتحان یه لحظه ساعتمو از کار انداختم ببینم زمان متوقف میشه که برم جواب سوال دوازدهو از رو جزوه م بنویسم یا نه. + تاریخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 10:24 نویسنده آبی |
آدم دیگه ای اطرافتون نیس؟ - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
مردم سراسر ایران هر وقت منو می بینن میگن آخ جون!اونی که هندزفری تو گوششه اومد.بریم ازش بپرسیم ساعت چنده؟اتوبوس کی میاد؟چند کیلومتر مونده تا تهران؟اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟چرا هوا گرمه؟چرا خورشید می تابه؟چرا می گرده زمین؟چرا در گنجه بازه؟چرا دم خر درازه؟و الخ +&
:((((((((( - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
خدایا میدونم امسال هوامو خیلی داشتی ها.ولی اجازه هست یکم ناله کنم دَم ِ عیدی؟دلم گرفته.نه.دلم شکسته. خواهرم بلاکم کرده :( بعدا نوشت:ایشالا اگه باعث جدا و دور شدن دختر یا پسر جوونی از خانواده ش می شین،همین الان صاعقه بهتون بزنه.
بی عنوان مثل احساسات این روزهایم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
آخرین باری که دلم سخت گرفته بود و گریه کرده بودم و خدا را صدا زده بودم و کاسه ی "چه کنم چه کنمِ" توی دستم را نشانش داده بودم و باران بهاری گرفته بود مشکلم حل شد و آرزویم برآورده.امیدوارم این بار هم... +سال نو مبارک.صد سال به این سالها :)
بین همه تبریک های جور واجور - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
اسکار بهترین تبریک و قشنگ ترین آرزوی نوروزی هم می رسه به استاد راهنمام,که برام در سال جدید "دلِ خوش" آرزو کرد.+آدم وقتی میاد مسافرت،وقتی سال تحویل خونه نیس،انگار اصلا سال نو نشده :( البته عید امسال مهمون امام رضا بودیم. +باور نکردنیه ولی سال دیگه همون دید و بازدیدهای ملال آور رو ترجیح میدم به هر مسا...
بهار فصل دلتنگی من - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
عجیب اینکه بهار چقدر دلگیر است.مگر نمی گفتند پاییز خاموش و ملال انگیز است؟ فصل دلتنگی...فصل هوای سنگین.
پس از هفته ها... - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
بمیرم برای وبلاگم چه سوت و کور شده...گرد و خاک رو نگاه کن روی نوشته هام.عنکبوت تنهایی تارشو تنیده روی همه خاطره ها و احساسات ثبت شده ام! + تاریخ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 12:24 نویسنده آبی |
امید - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
همه چیز رنگ و بوی عجیبی داشت این روزها...خیابانها،آدمها،هم اتاقی ها.یکی روبه روی ستاد با همخوانی "سر اومد زمستون" گریه می کرد و یکی بادکنک سفیدش را به ما نشان می داد و ما هم هر چیز بنفشی داشتیم به سمتش می گرفتیم و می گفتیم "امید" پیروز است. یکی توی اتاق به چسباندن عکس و گره زدن روبانهای سبز و بنفش ب
مخاطب خاص - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 17:01
میم.سین،دوست عزیزی که کامنت خصوصی گذاشتی!سلام. معلومه که یادم میاد.من دوستان وبلاگیمو امکان نداره فراموش کنم.حتی اگر مدتها پیش گمشون کرده باشم!حتی اگه بی خبر وبلاگشونو بسته باشن. یه راه ارتباطی میذاشتی بد نبود ها. خوشحال شدم کامنتتو دیدم.
منم که رو حرف حافظ حرف نمیزنم - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 1:45
تا میگم شیطنت بسه,امروز درس می خونم,حضرت حافظ میاد در گوشم می گه: ای دل اَر عشرت امروز به فردا فکنی/ مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد?
دیگه تا تهشو بخونید - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 20:04
خدا نصیبتون نکنه تو پانتومیم شبانه با هم اتاقیا "بواسیر" رو ناچار بشید بازی کنید.
هیچم دعوا نمک زندگی نیس - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 13:52
اگه پدررو مادرتون همیشه با هم خوبن,بدونید که در بدترین شرایط هم دست کم سه هیچ از بقیه جلویید.
HELLO NEW WORLD - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 20:55
اِهِم اِهِم این پست صرفا جهت ثبت به عنوان اولین پُست از خوابگاه نوشته می شود و ارزش دیگری ندارد.
از اون به بعد نباتو فقط تو چایی انداختم و لاغیر - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 5:50
یه بارم سردیم شده بود--یا سردیم کرده بود :دی--نبات داغ درست کردم با نبات زعفرونی،برادرم-که اون موقع کوچیک بود-یهو برگشت گفت به منم از اون جیشا(!) بده که داری می خوری.یعنی می خوام بگم نبات زعفرونی نندازین تو آب جوش کلا.
در برابر سیب زمینی سرخ شده اراده ام شکننده س - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 22:11
یه نفر بیاد سیب زمینی هایی که برای شام سرخ کردمو از جلو دستم برداره.تموم شدن :/
دغدغه - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 13:35
دارم میرم سفر.زوری.بعد از این حجم گرفتاری و دلتنگی و تابستون زدگی همینم کم بود واقعا. دعا کنید در نبودم لپ تاپمو دزد نبره,چون 90 درصد وجود من خلاصه شده توش و 10 درصدم اعضا و ضمائم بدنمه.خلاصه که زندگیم لپ تاپمه :| برگشتم به همه سر میزنم.کامنتا هم جسارتا همون موقع.
بسیار سفر باید؟ - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 13:35
من می گویم،هر سفری توی این گرما به خصوص با ماشین باید هدف خاصی داشته باشد.که آدم وقتی آفتاب سوخته و له و لورده رسید به مقصد بگوید خب ارزشش را داشت.حالا اگر هدف خاص و مهمی هم نبود،دست کم سفر باید یک دست آوردی داشته باشد دیگر.مثلا نظر آدم را نسبت به چیزی عوض کند.یک ایده ی جدید بدهد برای یک تصمیم جدید....
تابستونه،فصل شادی و خنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 13:34
چند تا دوست عزیز برایم عمومی و خصوصی کامنت گذاشته اند که کجایم و چرا نمی نویسم و از این قبیل سوالها. راستش را بخواهید-که صد البته دروغش به چه دردتان می خورد-نبودنم هیچ ربطی به سرماخوردگی وقت نشناس مردادماه ندارد.بلکه دچار بحرانهای روحی و روانی شده ام.امروز به عبارتی بیشتر از یک هفته بود از خانه بیرو...
قدم اول،پذیرش واقعیت - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 13:34
دارم زور می زنم به خودم بفهمانم که اگر شکست را نپذیرم،تا آخر عمر یک شکست خورده باقی می مانم.

برچسب‌های مرتبط

این منم که قمار رو باخته | دیوانه منم منکه روم | منم که از روز ازل | hello new world | hello new world clothing | hello new world aikatsu | hello new world warp cube | hello new world lyrics | hello new world manga | hello new world clipse lyrics